سفارش تبلیغ
صبا ویژن









درباره من

خط‏‌خطی
این‌جا دفتر مشق منه! دارم تمرین می‏‌کنم. می‏‌خوام اینقدر خط‏‌خطی‏ بکنم تا یاد بگیرم. اگر خیلی بد‏خط بود، شما لطفا خوش‏‌خط بخونید! مهم خبر این‌که "فرج نزدیک است!"

خط‌خطی اینجاست!


آرشیو وبلاگ
بهار 1387
تابستان 1387
پاییز 1387
زمستان 1387
بهار 1388
تابستان 1388
پاییز 1388
زمستان 1388
بهار 1389
تابستان 1389
پاییز 1389
زمستان 1389
بهار 1390
تابستان 1390
زمستان 1390
بهار 1391


لینک‌های روزانه
روزِ پشیمانی [38]
باور نداری از تنور خولی بپرس! [31]
روضه‌ای برای آن نور [19]
آزادی از نوع غربی‌ش! [21]
طعم انتظار در صفحات زندگی [31]
دعا و توسل عمومی جهت تعجیل ظهور حضرت [15]
ویژه‌نامه / چهل توشه برای راه [134]
شهید همت قهرمان من است [73]
مهجور [57]
پیامبری از خودتان [39]
ببخش سرباز... [63]
رفتم دویست تا دروغ گفتم و برگشتم! [67]
از بلاگ تا پلاک 5 [114]
تصاویر ماهواره‏ای [135]
حرمت‏شکنان عاشورا را شناسایی کنید. [290]
[آرشیو(32)]


لوگوی دوستان



لینک دوستان
گاه رهایی
دریای دل
رمز دشمن شناسی
تلخندک
شب گرد
میوه ممنوعه
بهارنارنج
نم نمک
رنگ آه
ذهن نوشت
من و چادرم
انتهای یک جاده
اسکالپل
نقـاش فقیـر
آقا مهدی
طعم عسل
مشترک مورد ‌نظر
هل اتی علی الانسان
آب یعنی ماهی
حتی بیشتر ...
تا او
صفحه بیست و یک
روضـه
امام خامنه‌ای
شهر حدیث
برای یار
ادواردو
اسلام دنیا را فتح خواهد کرد
عروة الوثقی


لوگوی وبلاگ





آمار  بازدید
بازدید کل :229412
بازدید امروز : 2
خروجی وبلاگ
 RSS 



آن روز در شرهانی...

از بهترین روزهای زندگی‌ام بود، آن‌روز در شرهانی.
هیچ‌جایی آن حال و هوا را نداشتم، جز پیش تو!
عجیب بود.
احساس آرامش مفرطی که آنجا به سراغم آمد، کم‌نظیر بود.
فقط به خاطر حضور تو.
ماه‌ها بود که به دنبالت بودند!
و تو دیروزش خودت را نشان داده‌ و جمعیتی را از خود بی‌خود کرده‌بودی.
حال‌ٍ هوا هم شده‌بود مثل ما.
گریه می‌کرد.
ضجه می‌زد.
هیچ وقت آسمان را اینطور ندیده‌بودم.
گویا زمین هم وجود خشک و بی‌روحش بعد از مدت‌ها سیراب می‌شد.
فقط به خاطر حضور تو.
ای شهید گمنام... 



نویسنده » خط‌خطی » ساعت 4:10 عصر روز چهارشنبه 87 اسفند 21

کلیه‌ی حقوق متعلق به وبلاگ صفحات خط‌خطی می‌باشد.